ساعت ویکتوریا

نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
   1   2      >
 
Ghashnag va del neshin
Aliye in matni ke goftin

نفهميدم چه شد که با
Kili ghashnge
+ خانوم ادبيات 


ببين زنبق جان ! اينجا من يه سري دانش آموز ....... دارم که گاهي من رو نمي شناسند ..... چه بساها !!!! شما که ديگه جاي خود داريد ...

تازه در جهت حرص درآوردن رفقا عارض شوم که : اشتباه گرفتن آدم ها به اصلا نشناختن شون شرف داره //

پاسخ

... ؟!
سلام دوباره ياسي خانوم و خانوم ادبيات محترم!
بنده اعتراف مي کنم اشتباه گرفتم خانوم ادبيات رو با يه خانوم ديگه اي که قديم تر ميومدن اينجا... شرمنده! و عذر ميخوام.
التماس دعا.
پاسخ

خواهش ميکنم عزيز جان :) از شما هم :)
سلام. ديدم خانوم ادبيات اينجان. گفتم ما هم يه نظر بديم وقتي خونديم پستتون رو.:) بي نظر اصلا آدم بره زشته!:دي
قالب وبلاگ و عکس بالاي وب بسيار به حال و هواي اين پست آخرتون مياد!:) موفق باشيد. التماس دعا.
پاسخ

ممنون ... لطف شماست ، زنبق بانو :)

سلام وبت خييييييلي قچنگه پيش منم بيا
پاسخ

:)

ّبـــــــــــه!
قالبو .....
:) :دي
تبريييك :))
پاسخ

خنده ش چيه اونوخ ؟؟ :)
+ آسمان 
سلام
آپ نمي كني ياسييي؟؟؟
راستي...شناختي منو كه نه؟
پاسخ

ســـــــلام :) خوبــــــي تو ؟؟؟ وااااي دلمممم تنگيييده بود براااات ... :* عاره بابا ... مگه چن تا آسمان داريم ما ؟ :چشمک ببين پي سي م نقل ِ مکان کرده به يه جاي دور افتاده از اتاقم ... لپ تاپ هم شديدا ميهنگيدن هديه دادمش به جناب ِ برادر :دي آپ نکردم هنوز ، اما ايشالا چشـــــم :)مرسي بازم آسمان ِ خوبم :*
+ ايضا ... // 
من يه لبخندي هم داشتم اين ورا ........ !!!! نيستند ايشون ؟!!!!!
پاسخ

اوه اوه !! بعله تشريف داشتن ، فک ميکردم اشتباهن فرستاده شدن ... :) بنده عذرخواهي ميکنم واقعن ... تکرار نميشه ؛)
+ خانوم ادبيات 


مها اين عنوان وبلاگ ت خيلي نشسته يعني ها !!!

کلا نوشتن ت نمياد يا دوست داري مردم رو فقط نصيحت کني ؟

9تير نوشتي تا الان !!!!!! خوب چرا عزيز من ؟!!!!!!

اول اومدم با لبخند وارد بشم ديدم خودم نيستم !! يهو دادم اومد خدارو شکر ...
پاسخ

سلام عليکم :) اوه اوه ... دبير ِ ادبيات از در ِ دعوا وارد ميشوند :)) ميبخشيد توروخدا يه سوال شديدا ذهنم رو درگير کرده ... اين خداروشکر ِ ته جمله نقشش چيه اونوخ ؟ :دي چشــــــــــم ... آپ ميفرمام ايشالا ... زوود ... خانوم ادبيات ِ عزيــــــز :)
+ خانوم ادبيات قبلي مون 

پاسخ

چشمک تر تر :)
کافيست دلت کمي..فقط کمي گرفته باشد
آن وقت راه مي افتي پياده ، توي خيابان هاي روزهاي پر از خاطره..
راه مي افتي توي خيالت ...
راه مي افتي تا بالاي پشت بام .. تا سرت را بگذاري روي شانه هاي ديوار.. و هق ِ هق ِ گريه..
کافيست کمي دلت گرفته باشد .. و اشک هايت تمام نشوند ديگر..
کافيست..
دل آفريده شده واسه گرفتن
و من هم دوس داشتم رد نگاه ِ پسرک ِ ...
و دوس داشتم اين پستتو..
مخصوصا کافه پيانو رو :دي
دلم واست تنگ شده زياد ..
واسه قاصدک هم .. :)

پاسخ

غــــــــــــــــزل ... سلااام :* خوبي ؟ مـــــرسي عزيزم ... دقيقن ! هر کي ندونه عارفه ميدونه حس منو ... ميدونه که جنس ِ غزل ِ صداقت برا من يه چيز ِ ديگه س ... دل ِ من بيشتر تر ؛ غزل ِ خوب ... :) مرسي غزل خانوم ... دلم واسه وبت تنگ شده ... زووودي ميااام ايشالااا :)
سلام.... اين سلام به شدت پر انرژي بود حالا ديگه هر جور دوس داري بهش انرژي بده چون از مطلبت به شدت انرزي گرفتم و اينکه مهاااااا
همين امروز دقيقا همين امروز داشتيم در باره ي کافه پيانو حرف ميزديم دقيقا... دقيقا داشتم به اين فکر مي کردم بايد مثل دردم در عين شلوغي تنها باشه.. البته اين حس من بر ميگرده به زماني که تو خونه باباي کسرا بودن و همه اونججا بودن ولي کسي نيازو نميفهميد...ئحالا اون مهم نيس مهم اينه که دست راست و چپت دو پمپي رو سر اينجانب که يه وعده اي داده واسه نوشتن حالا داره به زور تموم ميکنه و اينکه خوش به حالت واسه داشتن اين قلم... :)
راستي دلم براي اينجا هم تنگ شده بود :)ممنونم
پاسخ

هي ماک ... ســـــــــــــلام :) از اين ورا ؟ خوبي ؟ عاره ... امروز داشتيم ميحرفيديم از کافه پيانو و تنهايي و دردم و نياز و سپنتا و پشت بندش هم لعن هاي من به سروناز (خورشيد) و خلاصه ... عاره !! ميدوني داشتم به چي فک ميکردم ؟ اين که دردم علاوه بر اينکه چنـــــد ماه از زندگي من و تو و خيلياي دگ رو تحت الشعاع قرار داد ، باعث يه دريچه بود ، يه دوستي ، يه شناخت بود ، يه برهم زدن تصورات غلط بود ... ( اين قسمت باشه برا بعد ، هرچند فک ميکنم منظورم رو واضح بيان کردم ) خلاصه اينکه تير ماه سال 92 م پر شده از دردم ، پر شده از نقد هاي بعد ِ دردم و پيش بيني پست هاي بعدي ِ دردم ... ترجيح ميدم به پايانش فک نکنم ... چه تلخ باشه ، چه شيرين ... چه لوس باشه و بي نمک ، چه آزاد باشه و چه غير منتظره ... چه باب ميل باشه و چه خلاف ميل ... ! دلم تنگ ميشه از پايانش ... دلم ميگيره ، سوراخ ميشه ، ميپوسه ، مچاله ميشه ،تنگ و تنگ تر ميشه ... فقط خدا نکنه پايان ِ امسال به اين ختم بشه ... امسالي که گاهي دلت بخواد پرتاب شي و زمان ببردت به آينده ، خدا نکنه تهش حسرت باشه ........ مرسي ماکي ... لطف توئه ... ثنکس :*
   1   2      >